تبليغاتX
Bahram Radan

Bahram Radan

همه از بهار می گن

اما تویی بهار من

امروز تولد تو

نیستی اما کنار من

روز تولد تورو با خاطراتت می گیرم

تو بزم این تنهایی ها از غم دوریت می میرم

شمعو خودم فوت می کنم

خودم برات دست می زنم

امروز یه آرزو دارم

فقط صداتو بشنوم.

تولدت مباررررررررررررررررررک عمو بهرام گل

+ نوشته شده در 88/02/16ساعت 14 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوربين‌هاي سينما از پنجم فروردين‌ماه با ادامه‌ي فيلم‌برداري «راه آبي ابريشم» شروع به حركت كردند.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين فيلم محمد بزرگ‌نيا به‌عنوان نخستين پروژه‌ي سينمايي سال 1388 مقابل دوربين رفته و از پنجم فروردين فيلم‌برداري صحنه‌هاي مربوط به كاخ دارالحكومه سيراف در دكورهاي شهرك سينمايي غزالي با حضور بازيگران اصلي فيلم آغاز شده است.

حسن بشكوفه ـ تهيه‌كننده‌ي اين فيلم ـ به خبرنگار ايسنا گفت: فيلم‌برداري صحنه‌هاي دريايي فيلم و سكانس‌هاي مرتبط با كشتي‌ها در 29 اسفندماه در بندر درگهان قشم به پايان رسيد و گروه با آخرين پرواز به تهران بازگشت.

وي افزود: تست گريم عزت‌الله انتظامي انجام شده است و او از روز سه‌شنبه مقابل دوربين خواهد رفت.

بشكوفه از پايان يافتن فيلم‌برداري در تهران تا پايان فروردين‌ماه و ادامه‌ي كار در چين و تايلند خبر داد.

فيلم «راه آبي ابريشم» با بازي داريوش ارجمند، رضا كيانيان، بهرام رادان، مهدي ميامي، پيام دهكردي، سعيد داخ، محسن حسيني، پگاه آهنگراني و عزت‌الله انتظامي داستان يك ناخداي ايراني است كه تصميم مي‌گيرد، براي نخستين‌بار مال‌التجاره‌ي با ارزشي را با عبور از ميانه‌ي اقيانوس هند به چين برساند و در اين سفر كه از خليج فارس آغاز مي‌شود، اتفاق‌هاي مختلفي براي آن‌ها مي‌افتد.

ایسنا

+ نوشته شده در 88/01/12ساعت 13 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

سینما  روز _ «بهرام رادان» با حضور در ويژه برنامه «بهاري‌‌شو» شبكه تهران در لحظه سال تحويل براي بينندگان خود فال حافظ مي گيرد. «بهاري شو» برنامه‌اي تلويزيوني با ساختاري تركيبي ويژه تحويل سال 88 با لوكيشن‌هاو استوديوهاي متعدد و متنوع است كه به مدت 8 ساعت از ساعت 9 تا 17 به صورت زنده از شبكه تهران پخش مي‌شود.
بنابراين گزارش، اجراي اين برنامه را فرزاد حسني، محمد سلوكي، سياوش و فواد صفاريان‌پور، فرزاد جمشيدي، سعيد ابوطالب و شهاب حسيني به عهده دارند.
همچنين افرادي نظير اكبر عبدي، احمد نجفي، افسانه بايگان، مريلا زارعي، محمد رضا فروتن، عبدالرضا اكبري، عبدالجبار كاكايي، كورش تهامي، موسوي گرمارودي‌، رسول صدر عاملي، يدالله صمدي، محمد علي كشاورز، بهرام رادان، علي نصيريان، جمشيد هاشم‌پور، علي دايي، حسين رضا‌زاده، حميد سوريان، فرشاد پيوس، مجيد اميني، هادي ساعي، ‌علي كريمي، شهناز ميرحيدري، امير قلعه‌نوعي، ‌آرش مير اسماعيلي، سردار رويانيان، سردار رادان، سردار كوثري، سردار فضلي، علي لاريجاني، ‌حجت الاسلام نقويان، حجت الاسلام فاطمي‌نيا‌، حجت الاسلام رنجبر، حجت‌الاسلام مرادي، سعيد حداديان، رضا قرباني، حسام‌الدين سراج، علي لهراسبي، امير تاجيك، احسان ‌خواجه‌اميري، موسوي (مخترع) به عنوان ميهمان در برنامه حضور دارند.
پخش كليپ ويژه تحويل سال همراه با ساخت موسيقي و اجراي دسته جمعي خوانندگان ايراني، بخش تبريك بزرگان هنر، فرهنگ و علم و ورزش، بخش مذهبي و معارفي با كارشناس مذهبي در لحظات تحويل سال و بيان مباحث معنوي و عرفاني خانم الهي قمشه‌اي، شاهنامه‌خواني و تفأل به حافظ توسط بهرام رادان، برگزاري كنسرت بزرگ به صورت زنده در استوديوي اصلي توسط علي‌رضا قرباني، پخش كنسرت از برج ميلاد (احسان خواجه اميري) و حافظيه شيراز (علي‌رضا افتخاري) و دبيرستان البرز (امير تاجيك) از ديگر بخش‌هاي اين برنامه خواهد بود.
 

فارس

+ نوشته شده در 87/12/29ساعت 13 توسط پریسا |


سینمای ما - سعید سعدی تهیه‌کننده این پروژه سینمایی گفت: حدود 15 دقیقه فیلم کوتاه شده و هم اکنون نسخه جدید آن حدود 120 دقیقه است. صداگذاری "تردید" به دلیل عجله‌ای که برای رسیدن فیلم به جشنواره داشتیم کمی مشکل دارد. به همین دلیل پرویز آبنار اکنون روی این مسئله کار می‌کند.

وی افزود: با تدوین مجدد باید در موسیقی فیلم نیز تغییرات ایجاد شود که اکنون علی صمدپور مشغول این کار است. فکر می‌کنم "تردید" ابتدای فروردین 88 آماده نمایش شود. سعی می‌کنیم شرایط اکران دوم نوروز 88 برای این فیلم فراهم شود.

در خلاصه داستان "تردید" آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است خبری عجیب‌تر می‌شنود. اینکه مادرش قصد دارد با عمویش ازدواج کند. سیاوش متوجه می‌شود مرگ پدر طبیعی نبوده و او را به قتل رسانده‌اند و ...

بهرام رادان، حامد کمیلی، علیرضا شجاع‌نوری، مهتاب کرامتی، ترانه علیدوستی، کاوه کاویان، رزا آرایش، توفان مهردادیان و مهرداد فلاحتگر بازیگران، بهرام بدخشانی فیلمبردار، امیر اثباتی طراح صحنه و لباس، محمدرضا قومی طراح گریم، محمد فوقانی عکاس، محسن روزبهانی جلوه‌های ویژه و شرکت پاسارگاد با مشارکت فدک‌فیلم سرمایه‌گذار "تردید" هستند.

+ نوشته شده در 87/12/24ساعت 17 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

 

 

فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» به كارگرداني محمد بزرگ نيا تا پايان امسال در قشم ادامه دارد.

بشكوفه تهيه‌كننده اين فيلم در گفتگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين مطلب گفت: به دليل شرايط جوي، پايان فيلمبرداري در قشم چند روزي به تاخير افتاد و گروه بي وقفه مشغول كار هستند و طبق برنامه قبلي بعد از يك هفته استراحت، از 7 فروردين ماه كار در شهرك سينمايي در تهران ادامه پيدا مي‌كند.

«راه آبي ابريشم» با بازي داريوش ارجمند، رضاكيانيان، بهرام رادان،مهدي ميامي، پيام دهكردي، سعيد داخ، محسن حسيني،پگاه آهنگراني و عزت‌الله انتظامي داستان يك ناخداي ايراني است كه تصميم مي‌گيرد براي اولين‌بار مال‌التجاره با ارزشي را با عبور از ميانه‌ي اقيانوس هند به چين برساند و در اين سفر كه از خليج فارس آغاز مي‌شود، اتفاقات مختلفي براي آنان مي‌افتد.

تهيه‌كننده: حسن بشكوفه، مدير فليمبرداري: بهرام بدخشاني، طراح هنري: پروين صفري، مدير توليد: ابراهيم زاهدي‌فر، طراح گريم: سعيد ملكان، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: مصطفي احمدي، صدابرداران: خسرو كيوانمهر، فرشيد كيوانمهر، منشي صحنه: ارزو نيك‌پور.

+ نوشته شده در 87/12/24ساعت 17 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سينما روز _ مطمئناً فروش پفک نمکی در ایران بسیار بالاتر از فروش یک غذای پروتئینه است من هیچ وقت نمی­خواهم مثل پفک نمکی باشم


 

رادان این روزها، درست مثل چهره­اش که تغییر کرده، متفاوت از قبل است. اعتماد به نفس­اش مثال زدنی شده و چنان مسلط حرف می­زند که نمی­توانی شک کنی وقتی می­گوید تا یک سال آینده برنامه­اش پُر است و فیلمسازانی هستند که از همین حالا برای سال بعد با او برنامه­­شان را هماهنگ می­کنند. در چنین وضعی پذیرفتن پروژه­های فاخری چون (راه آبی....) یا (تردید) به نوعی عجیب است؛ وقتی می­شود فیلم پر فروش و کوتاه مدت بازی کرد اما رادان سختی را دوست دارد. خودش می­گوید وقتی سخت می­گذرد، تازه سرحال می­آید و برای مبارزه آماده­تر است.

حرفهایش را در گفت و گو با ماهنامه نسم هراز که بخوانید تایید می­کنید که او حسابی عوض شده.

گیشه این چیزی نیست که اینها می­گویند

رادان دراین گفت و گو درباره تعریف اش از "ستاره و ستاره/بازیگر" و اینکه چقدر به این تعاریف معتقد است گفت: واقعاً نه به اندازه­ای که دوستان اعتقاد دارند. گیشه واقعاً این چیزی نیست که اینها یک قرن، دوزارها را می­گذراند روی هم و می­گویند مثلاً بهرام x تومان فروخته و عباس قلی y تومان فروخته.

بگذار درباره پیش­بینی­ها نسبت به سنتوری حرف بزنیم.

اگر آن فیلم اکران می­شد و در شکل خوش بینانه­اش هفده دقیقه از اصل فیلم زده شده بود، هفده دقیقه از بازی­ای که من خیلی دوستش داشتم زده شده بود و خوش بینانه در تهران 5/2 میلیون نفر تا 3 میلیون نفر می­رفتند این فیلم را می­دیدند و فروش­اش می­شد سه میلیارد تومان.

در شهرستان­ها هم یک و نیم تا دو میلیارد تومان می­فروخت. رکورد پرفروش­ترین فیلم را هم می­شکست و به رقمی رسیده بود که دست نیافتنی بود اما اتفاقی که الان افتاده چیز دیگری­ست.

درست است که در جدول­هایی که بعضی موقع­ها برخی دوستان طراحی می­کنند، رتبه من مثلاً رتبه اول نیست ولی سنتوری واقعاً با عامه مردم روبه­رو شده و من جوابم را از آن گرفته­ام.

ماجرا سر این است که الان از هفتاد میلیون ایرانی به جرات 65 میلیون نفرشان سنتوری را دیده­اند. 65 میلیون نفری که شاید بهت بگویم 20 میلیون نفرشان در عمرشان اصلاً هیچ فیلمی ندیده­اند و فقط یک فیلم دیده­اند و آن هم سنتوری بوده؛ این 20 میلیون نفر را بدون اغراق دارم می­گویم.

این را هم تازه جدا کن از آدم­هایی که در خارج از ایران زندگی می­کنند. می­دانی اتفاق دیگری که که برای فیلم افتاد چه بود؟ فیلم­های میلیاردی را نگاه کن. اصولاً طنز و کمدی­اند. طنز و کمدی هم در فرهنگ ما آنقدر با قشر فرهیخته مأنوس نیست.

تو حتی به یک فیلم فاخر کمدی هم باز نگاه نقض داری. اما ماجرای سنتوری ماجرای کاملاً متفاوتی است. یعنی حساب این را بکن که نه تنها ده­ها میلیون آدم آن را دیدند، که فیلمی متفکرانه هم بود. فیلمی نبود که طرف بنشیند پاپ کورون­اش را بگذارد جلویش، بخورد و بخندد و بعد هم برود بیرون از سالن، بعد هم بگوید بامزه بود، بد نبود، فلان بود ولی در یادش نماند، در مغزش نماند، تمام شود.


تعریف بازیگر/ستاره

رادان در تشریح تعریف اش از بازیگر/ستاره با اشاره به فیلم های بفروش سالهای گذشته تصریح کرد: از آن ستاره­های قدیم چند نفرشان فیلم­های خیلی خیلی بفروش بازی کردند، فیلم­هایی که جلوی در سالن صف می­کشیدند، ولی حالا اصلاً نام و نشانی ازشان نیست.

من حتی اعتقاد دارم که خیلی از فیلم­های مطرح آن ستاره­ها در نوع سینمای خودش هم فراموش شدنی هستند، یعنی به مرور زمان، بعد از نسل ما فراموش می­شود.

اما این وسط یک فیلم­هایی هم هست که هیچ وقت نمی­توانی فراموش­شان کنی؛ چون با تفکر تو کار دارد.با آن چیزی که تو می­روی در خلوت خودت به آن فکر می­کنی، با آن کار دارد. همیشه هم همان فکر پس ذهنت می­ماند.

در بحث اسطوره شناسی درست است که ستاره فیلم­های پرفروش بسیار بیشتر از آن یکی ستاره فیلم­های فیملسازان پیشرو تجربه داشته، کار داشته، محبوبیت داشته اما او اسطوره­ای است با بازی­های فراموش شدنی. در مقابلش (ستاره فیلم­های فیلمسازان پیشرو) اسطوره­ای است که فراموش نشدنی خواهد بود.

چون نسل­های بعد از من و تو که می­نشینند می­توانند فیلم­هایش را بگذارند و حیرت کنند و مبهوت بازی­اش شوند، نه فروش فیلم­اش. این زمانی­ست که دیگر رقص و آواز نوستالژیک نیست. خود بازی و فیلم است که ارزش­اش را پیدا کرده.حتی فیلم­های تجاری همان بازیگر هم الان دارند بازسازی می­شوند.

من هیچ وقت نمی­خواهم مثل پفک نمکی باشم

این بازیگر سینمای کشور در ادامه با اشاره به بازسازی برخی فیلم های تجاری با ذکر مثالی گفت:مطمئناً فروش پفک نمکی در ایران بسیار بالاتر از فروش یک غذای پروتئینه است من هیچ وقت نمی­خواهم مثل پفک نمکی باشم.

به دلیل این که پفک نمکی بود و نبودش آن قدر تأثیری در سلامت مردم و سلامت جامعه ندارد. اگر از سبد سلامت جامعه حذف­اش کنی آن قدر اتفاق عجیب، غریبی نمی­افتد. درست است که پفک نمکی در اقتصاد خیلی موثر است، یک پفک نمکی از زمانی که ساخته می­شود تا زمانیکه بیرون می­آید به هر حال گردش مالی باعث اشتغال تعداد زیادی آدم می­شود ولی ته ته­اش محصولی که بیرون می­آید یک پفک نمکی است.

خب یک پفک نمکی که ارزش ندارد، بود و نبودش فرقی نمی­کند، فقط یک تزئین است در جامعه، مطمئناً من جلوی این می­ایستم که پفک نمکی نباشم.

وی درباره تعریف اش از جایگاه و ستاره­گی تاکید کرد: داستان سر همین است. من جایگاهم را دارم و بالاتر از آن را هم می­خواهم؛ من ریسک فروش کمتر را قبول می­کنم ولی می­خواهم اگر قرار باشد من را از سبد فرهنگی جامعه کنار بگذارند، در آن سطح دارای تفکر؛ بود و نبودش حس شود.

می­دانی از چی ناراحت می­شوم؟

رادان درباره اینکه حرف­های دیگران چقدر بر کارش تاثیر می گذارد گفت:آنقدر من بها نمی­دهم به این ماجراها و سعی­ام هم این بوده که تمام اطرافیان­ام را از این فضا دور کنم. متمرکز روی کار خودم فکر می­کنم. من الان دارم برنامه­ریزی آذر ماه سال دیگر را می­کنم.

وی در ادامه اظهار داشت: بعضی موقع­ها می­دانی از چی ناراحت می­شوم؟ از اینکه من دوست دارم دشمنانم هم دشمنان متفکری باشند. یعنی کسانی که منتقد من هستند، کسانی که دشمن­ من­اند دوست دارم آنها هم عاقل باشند. از اینکه گاهی دشمنان­ام را در اوج بلاهت و حماقت می­بینم رنج می­برم، یعنی من اینقدر آدم کوچکی هستم که اینقدر دشمنان کوچکی دارم که این قدر کوتوله فکر می­کنند.

اندازه­هاشان این قدر کوچک است. پس من هنوز آدم بزرگی نشده­ام چون یک آدم بزرگ دشمنانش هم دشمنان بزرگی می شوند، دشمنانش هم دشمنان متفکر می­شوند، قاعده بازی را بلدند، یعنی این قاعده را به هم نمی­زنند. احساس می­کنم اینها کوتوله­های فرهنگی­اند.

با همه احترامی که برای کوتوله­های فرهنگی قائلم، چون در جایگاه خودشان آنها هم باید وجود داشته باشند و وجودشان باعث ساخته شدن جریان عوام ماست ترجیح­ام این است که باهاشان وارد بحث نشوم. من امیدوارم این دوستان روزی با فراغت خاطر فکر کنند و آن موقع ایده­های فرهنگی بدهند، ایده­هایی بدهند که پس فردا روزی که ما دیگر در این سینما نبودیم، دوره ما هم تمام شد، از دوره ما به عنوان یک دوره درخشان یاد شود.

مخاطب همه زندگی من است

رادان درباره اهمیت مخاطب تاکید کرد: مخاطب همه زندگی من است. آن کسی که من را دوست دارد جزو دارایی من است. مثل این است که تو بگویی حساب بانکی­ات برایت اهمیتی ندارد. خب معلوم است؛ حساب بانکی مردمی تمام اندوخته­ای است که من در تمام این سالها داشتم. ما تجارت فرهنگی می­کنیم.

آدم در تجارت باید اندوخته­­اش را حفظ کند و سعی هم کند به سرمایه­گذاری­هایی دست بزند که این اندوخته را چند برابر کند. ما هم همین کار را داریم می­کنیم. ما هم کاری می­کنیم که بر مخاطب خودمان اضافه کنیم. اتفاقاً من از آن آدم­هایی هستم که ذائقه مخاطب خیلی برایم ارزشمند است، ولی تفکرش. نه تعددش.

اشتباهی که دوستان می­کنند این است که همه­اش دنبال تعدد و (چند نفر)ها هستند. می­گویند: آقا، ده نفر جزو طرفداران فلانی­اند ولی طرفداران آن یکی چهار نفرند. نمی­آیند بگویند آن چهار نفر چه موقعیت اجتماعی­ای دارند، از چه طبقه­ای هستند، از چه تفکری می­آیند.

من ترجیح می­دهم آدمها را وارد یک قالب فرهنگی کنم که در آن قالب فرهنگی من را دوست داشته باشند. نه به دلیل این که در فلان جا رقصیدم یا در فلان جا آواز خواندم.

انتقاد پذیرتر از من پیدا نمی کنی

وی با بیان اینکه فکر نمی­کنم انتقاد پذیرتر از من پیدا کنی،گفت: اول از همه خودم منتقد خودم هستم؛ بعدش علی باذل که بی­رحم­تر از دوران روزنامه­نگاری­اش من و فیلم­ها را نقد می­کند؛ بعد از اینها هم تمام دوستان و همکارانی که آنقدر به من لطف دارند که خوب و بد کارهایم برایشان مهم است، من بی­صبرانه منتظر نقدهای بی­رحمانه­ام، نقدهایی که نه از سر بخل و حسادت بلکه کاملاً تئوریک و کارشناسانه­اند. می­توانی امتحان کنی.

 

 

ماهنامه نسيم هزار

+ نوشته شده در 87/12/12ساعت 15 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سینما روز _ آزاده كريمي:  فيلمبرداري فاز دريايي فيلم سينمايي «راه آبي ابريشم» ساخته محمد بزرگ‌نيا در جزيزه قشم و سواحل درگهان در حال انجام است و نوروز 88 گروه براي ادامه فيلمبرداري به شهرك سينمايي غزالي مي‌آيند.


 

اين روزها به دليل جزر و مد زياد خليج فارس فيلمبرداري بخش‌هاي دريايي حدود 4 روز به تأخير افتاده است و گروه پلان‌ها و اينسرت‌هاي مربوط به جنگ با دزدان دريايي را كار مي‌كنند و شب‌كار هستند.
«حسن بشكوفه» تهيه‌كننده فيلم در اين باره مي‌گويد: هر روز براي ما يك فرصت است و وقتي با مشكل طوفاني شدن هوا رو به رو شديم، ترجيح داديم كه فيلمبرداري سكانس‌هاي شب را شروع كنيم كه تا 8 اسفند ماه ادامه مي‌يابد.
گروه محوطه بسيار بزرگي در منطقه درگهان در كنار ساحل را براي فيلمبرداري آماده كردند كه در اين محوطه سوله‌هاي متعددي به كارگاه‌هاي دكور، لباس، گريم، دوخت و غيره اختصاص داده شده است و در انبارهايي كه تعبيه شده بخش عظيمي از مصالح موردنياز ساخت دكورها و كشتي در آن نگهداري شده كه اكنون بخشي از آكسسوآر و دكورهايي كه مربوط به سكانس‌هاي فيلمبرداري شده است، نگهداري مي‌شود.

* ساخت بندرگاه با ويژگي‌هاي قرن چهارم در ساحل قشم
«كاظم فريبرزي» دكوراتور اين فيلم درباره ساخت دكورها و كارگاه‌ها به خبرنگار فارس مي‌گويد: ما بايد در ساحل قشم يك بندرگاه با ويژگي‌هاي قرن چهارم هجري مي‌ساختيم كه نياز به تمام جوانب و خرده‌كاري‌ها داشت و حدودا ساخت آن 40 روز طول كشيد.
وي افزود: علاوه بر ساخت دكورهاي اصلي كار در ظرف يك ماه‌ونيم بايد فضاي داخلي كارگاه‌ها، اتاق گريم، انبار، غذاخوري و محل‌هاي مختلف ديگر را نيز مي‌ساختيم كه در ظرف همين مدت به انجام رسيد.

* رضا كيانيان با دو شمشير مي‌جنگد
در كارگاه‌هاي دكور، انبوهي از شمشير، نيزه، طومار، دست‌خط، صندوقچه، مال‌التجاره و غيره وجود دارد كه به گفته بشكوفه پيدا كردن محلي براي نگهداري آنها بسيار سخت است و كمتر انباري امكانات انبار اين آكسسوآر را دارد.
«حسن بشكوفه» درباره كار بازيگران با شمشير‌ها گفت: همه بازيگران زيرنظر يك طراح شمشير‌زني آموزش ديدند كه بنا به ويژگي‌هاي شخصيتي هر يك از كاراكتر‌ها يك نوع شمشير‌زني براي آنها در نظر گرفته شده است. مثلا رضا كيانيان در كار با دو شمشير مي‌جنگد.
كارگاه لباس پر از البسه‌هاي رنگارنگ و مختلفي است كه اغلب مردانه‌اند و جنس‌هاي متنوعي دارند اين لباس‌ها در سايز و اندازه‌هاي مختلف و گسترده در كنار هم قرار گرفته‌اند و خياطان همچنان مشغول برش زدن به پارچه‌هاي تازه و اطو كشيدن لباس‌هاي جديدند.
از اتاق گريم صداي موسيقي سنتي شنيده مي‌شود و سعيد ملكان (طراح چهره‌پردازي) بر روي صورت داريوش ارجمند كار مي‌كند. گويا ارجمند عادت دارد در هنگام گريم‌ موسيقي سنتي گوش كند.ملكان آرام و با طمأنينه كار مي‌كند و اتاقش پر از عكس‌هاي تست گريم بازيگر‌ها و انواع و اقسام سيبيل، ريش و كلاه‌گيس است.

* سه كشتي چوبي در كنار ساحل لنگر انداخته‌اند
به گزارش فارس، در بدو ورود آنچه بيش از همه نظر را جلب مي‌كند وجود سه كشتي عظيم‌الجثه چوبي است كه در كنار ساحل لنگر انداخته‌اند. كشتي‌ها كه به دليل جزر و مد بالاي آب از ميان دريا به كنار ساحل آورده شده‌اند، بدنه ديوارها، كف و حتي گيره و قرقره‌‌شان از چوب ساخته شده و طناب‌هاي بلند و عظيم‌ آنها تا دل آسمان بالا رفته است.
كشتي‌ها كه اسكلت آنها اجاره شده است هر كدام قابليت حمل 450 تن وزن را دارند و بدنه و اتاقك آنها توسط طراحان ساخته و نصب شده است.همچنين براي دوخت بادبان‌هاي آنها چندين نفر از افراد گروه صحنه روزها وقت صرف كردند.
فريبرزي گفت: بخش‌هاي چوبي كار و دوخت بادبان و دكل بسيار سخت بود و به دليل فشردگي كار بيمار شدم و به بيمارستان انتقال پيدا كردم كه به توصيه پزشك بايد عمل جراحي مي‌شدم ولي ترجيح دادم پس از پايان كار دكورها اين امر صورت گيرد.
بشكوفه نيز درباره ساخت كشتي‌هاي اين پروژه گفت: كشتي‌هاي ايراني كار از بزرگترين كشتي‌هاي بوشهر موسوم به بوم هستند كه به قشم آورده شده و حدود سه ماه آماده‌سازي آنها طول كشيد.
وي افزود: دكل، بيرك، طناب و بخش‌هاي ديگر كشتي‌ها از دبي و هند وارد شده چون ديگر اجناس قديمي به اين شكل در ايران وجود ندارد.

* فيلمبرداري در كشتي سليمان
به گزارش فارس، كشتي‌هاي سليمان، ادريس، دزدان دريايي و كشتي سرگردان، چهار كشتي‌ هستند كه در فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
امشب (4 اسفند) فيلمبرداري در «كشتي سليمان» كه ناخداي آن داريوش ارجمند است، انجام مي‌گيرد. اين كشتي از سه اتاقك بزرگ تشكيل شده كه بر روي هم سوارند و فيلمبرداري بر روي عرشه آن انجام مي‌شود.
در قسمت‌هاي ديگر ساحل دكورهاي بازار دريايي سيراف و بخشي از بندر مسقط قرار گرفته كه خريد و فروش كالا و اجناس بازار سيراف در اين لوكيشن فيلمبرداري شده و برخي از سكانس‌هاي بندر مسقط نيز در آن كار شده اما قرار است فيلمبرداري كامل بازار مسقط در شهرك غزالي انجام شود.
بشكوفه درباره اين بندرگاه گفت: بخش بندرگاه در قشم ساخته شده كه كشتي‌ها براي گرفتن آذوقه و تبادل كالا در آنجا لنگر مي‌انداختند و در عمان و مسقط معمولا اين تبادلات صورت مي‌گرفته است.
بشكوفه با اشاره به ويژگي‌هاي تاريخي بندر سيراف گفت: سيراف در قرن 4 هجري يكي از آباد‌ترين بنادر بوده كه دچار طوفان سهمگيني شد كه آن را با خاك يكسان كرد.
در بدو ورود به دكورهاي سيراف دروازه‌ بزرگي ساخته شده كه متناسب با زواياي دوربين قابليت حركت دارد و باقي دكورها بيشتر شامل اتاقك‌هاي مختلف در ابعاد و اندازه‌هاي متنوع هستند كه محل كسب و كار تجار سيراف بوده‌اند. اين بازار را ارابه‌هاي كوچك و بزرگ چوبي پر كرده كه هر كدام از انبوهي از بارها و جعبه‌هاي گوناگون لبريز شدند.
در انتهاي بازار به دريا بر مي‌خوريم كه با دروازه كوچك ديگري به اتمام مي‌رسد. در جاي جاي ساحل آكسسوآرهاي مختلف صحنه پراكنده هستند و قايق‌هاي كوچك متعددي ديده مي‌شوند.

* پلان‌هاي بسته داريوش ارجمند، بهرام رادان، مهدي ميامي روي كشتي
حدود ساعت 30/19 در حالي كه كم كم بادهاي خنك دريايي به ساحل آمدند، عوامل، صحنه را براي فيلمبرداري آماده كردند و چون برق منطقه قطع شده است، يك موتور برق بزرگ به راه افتاده تا نور صحنه را تأمين كند.
داريوش ارجمند، بهرام رادان، مهدي ميامي در اين پلان‌ها بازي دارند و پلان‌هاي بسته و اينسرت آنها گرفته مي‌شود. اين پلان‌ها مربوط به پرتاب آتش به سوي كشتي دزدان دريايي است كه سكانس كامل آن پيش از اين فيلمبرداري شده. همچنين قرار است در اين صحنه‌ها تصوير آتش بر روي صورت بازيگران و فرمان‌هاي ناخدا خورشيد در هنگام پرتاب آتش گرفته شود.

* ارجمند؛ ناخدا سليمان، رادان؛ شازان ابن يوسف، ميامي؛ قيس
«راه آبي ابريشم» قصه‌اي مربوط به قرن چهارم هجري است كه در زمان آل‌بويه مي‌گذرد و داستان سفر دو كشتي سليمان و ادريس به دريا را روايت مي‌كند. در اوج تاريخ دريانوردي ايرانيان شازان‌ابن يوسف (بهرام رادان) كه به تحصيل علم نجوم در دارالعلوم شيراز مشغول است پيشنهاد شغل كتابت كشتي را مي‌پذيرد و به همراه دو كشتي سليمان و ادريس به سفري دشوار و ناممكن مي‌رسد. او از حوادث و ماجراهاي اين سفر ره‌نامه مي‌نويسد.
گروه كم‌كم روي عرشه كه ارتفاع زيادي با ساحل دارد مستقر مي‌شوند و يك كشتي آتش‌نشاني براي اطفاء حريق احتمالي كنار كشتي قرار مي‌گيرد. از آنجايي كه اتاقك‌ها ظرفيت تحمل بار منجنيق و كليه عوامل صحنه را ندارد اعضايي كه حضورشان براي پيشبرد كار الزامي است به همراه بازيگران روي عرشه مي‌روند.
فريبرزي درباره سواركردن اتاقك‌ها براي كشتي مي‌گويد: ابتدا كار را با ساخت داربست‌ها و روكار شروع كرديم و سپس اقدام به ساخت كشتي‌ها نموديم. كه براي تخليه كشتي‌ها حدود يك ماه صبر كرديم و سپس يك سازنده كشتي اسكلت آنها را ساخت و ما اتاقك‌ها را آماده كرديم و به وسيله جرثقيل بر روي كشتي‌ها سوار نموديم.
وي افزود: اتاقك‌هاي كشتي به گونه‌اي ساخته شده تا به راحتي بتوان آن را از كشتي جدا كرد و در صورت نياز مجددا از آنها استفاده نمود.
پيش از اين منجنيق كه با آن گلوله‌هاي آتش به سمت دزدان دريايي پرتاب مي‌شده است با جرثقيل به روي عرشه انتقال يافته است.
داريوش ارجمند با گريم مخصوص خود در نقش ناخدا سليمان در كنار بهرام رادان و مهدي ميامي (در نقش قيس) در جايگاه خود مستقر مي‌شوند و دستيار دوم كارگردان، ميله مارپيچي را آتش مي‌زنند و بهرام بدخشاني در پشت دوربين جاي مي‌گيرد.
محمد بزرگ‌نيا كارگردان پروژه كه به شدت دچار آفتاب‌سوختگي شده است با كمي توضيح به بازيگران فرمان حركت مي‌دهد.
«داريوش ارجمند» فرياد مي‌زند يك دست راست، خوبه و از سمت چپ كادر خارج مي‌شود. بازتاب نور بر روي صورت ارجمند ديده مي‌شود و ميامي دستور را اجرا مي‌كند. در پلان‌هاي بعدي ارجمند دوباره پشت منجنيق قرار مي‌گيرد و اين بار از سمت راست به كادر وارد مي‌شود و فرمان مي‌دهد دوباره نيم دست به راست.
هنگام ورود و خروج از كادر ارجمند طناب‌هاي كشتي را مي‌گيرد تا حركت كشتي بيشتر به نظر برسد. پلان‌هاي ديگر نيز بدين منوال فيلمبرداري مي‌شوند و اينسرت‌هاي دست بازيگران هنگام كار گرفته مي‌شود. هوا كمي سرد شده و كار بهرام رادان به پايان رسيده و از عرشه به پايين مي‌آيد.
گروه مدت‌هاست كه از تهران دور هستند و به جز بعضي از آنها خانواده‌يشان را در قشم نديده‌اند.اينجا آرامش و سكوت در روزهاي نخست لذت‌بخش است ولي كمتر كسي صبوري تحمل اين سكوت را براي هميشه دارد. قشم محل بسيار مناسبي براي فيلمبرداري به جهات مختلف است. افراد گروه خصوصا بازيگري مثل بهرام رادان، به راحتي و دور از هياهوي رايج در تهران، مي‌تواند كمي در شهر گردش كند.
بر روي دو داربست كه مشرف به كشتي هستند دو پرده بزرگ سفيد تعبيه شده تا بازتاب نور پروژكتورها را بيشتر كنند. برخلاف ديگر صحنه‌هاي فيلمبرداري اغلب كساني كه در پشت صحنه حضور دارند عوامل فيلم هستند. محيط آرام و ساكت است و ديگر كسي درخواست سكوت نمي‌كند.
مصطفي احمدي دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز در پايين عرشه به رتق و فتق امور مشغول است و سعيد ملكان طراح چهره‌پردازي به آرامي ادامه كار را نظاره مي‌كند. امشب نخستين شبكاري گروه پس از يك استراحت كوتاه است كه آخر هفته به پايان مي‌رسد.
رضا كيانيان، پگاه آهنگراني، پيام دهكردي، محسن حسيني و ديگر بازيگران كار امروز و با شروع روز كاري جلوي دوربين مي‌روند و در اين سكانس‌ها بازي ندارند.
امشب اغلب كار توسط داريوش ارجمند انجام مي‌شود كه با انرژي و توان بالايي بر روي عرشه ظاهر شده است در پلان‌هاي بعدي نيز فرمان آتش زدن گلوله توسط ارجمند داده مي‌شود؛ «بذار، روشن كن، بزن.». اين پلان نيز با موفقيت گرفته مي‌شود.

* «راه آبي ابريشم» سه قصر دارد
«كاظم فرامرزي» كه پيش از اين در پروژه‌هاي تاريخي ديگري چون هزاردستان، سربداران، ملاصدرا، ملك سليمان همكاري داشته است درباره طراحي اين فيلم گفت: داستان اين فيلم به هزار سال قبل بر مي‌گردد كه يك كشتي ايراني به چين سفر مي‌كند. براي پيدا كردن لوكيشن مناسب فيلم چندين سفر به مناطق مختلف كشور داشتيم كه در نهايت جزيره قشم زمينه مناسبي براي اين كار داشت.
فريبرزي راه آبي ابريشم را نخستين پروژه دريايي خود دانست و گفت: اين فيلم اولين كار آبي من است ولي قبلا در فيلم «ملك سليمان» اقدام به ساخت كشتي كرده‌ بودم ولي آن كشتي در آب قرار نمي‌گرفت.
وي درباره تحقيقات انجام گرفته براي ساخت اين دكورها گفت: بخش اعظم تحقيقات كار را محمد بزرگ‌نيا به عنوان كارگردان و نويسنده انجام دادند ولي ما تحقيقاتي براي استفاده از مصالح كار انجام داديم چرا كه اطلاعات چنداني در اين زمينه وجود نداشت. طي اين تحقيقات متوجه شديم كه در آن دوران شيشه و آهن آنجا وجود نداشته است كه ما آن را در كار اعمال كرديم.
فريبرزي كه اين روزها در شهرك غزالي مشغول ساخت دكورهاي ديگر كار است در اين باره گفت: حدود 20 روز ديگر ساخت دكورهاي قصر در شهرك غزالي به پايان مي‌رسد. اين پروژه سه قصر دارد كه يكي در ايران و باقي در چين قرار گرفته‌اند. ساخت قصر ايران حدود 20 روز ديگر به پايان مي‌رسد و سپس ساخت بازار، ميدان، گذرگاه و زندان را شروع خواهيم كرد.
حسن بشكوفه تهيه‌كننده اين پروژه سينمايي گفت: از آنجايي كه قشم در نيمه دوم اسفند و عيد نوروز ميزبان ميهمانان زيادي است ما ناگزيريم فاز دريايي فيلم را 23 اسفند به پايان برسانيم.
وي افزود: دو كشتي سليمان و ادريس با هم حركت مي‌كنند تا محموله بازرگاني ايران را به چين ببرند. پيش از اين همه كشتي‌ها به ايران از كنار آب مي‌گذشتند و براي اولين بار اين دو كشتي از ميان دريا سفر مي‌كنند و با يك سري اتفاقات رو به رو مي‌شوند.

* «راه آبي ابريشم» 15 روز در تهران فيلمبرداري مي‌شود
فيلمبرداري بازار به پايان رسيده و گروه حدود 15 روز در تهران فيلمبرداري خواهند داشت.
به گفته بشكوفه حدود 1 هفته گروه در ايام عيد استراحت دارند و در نيمه اول فروردين فيلمبرداري از شهرك سينمايي آغاز مي‌شود.
بنا به گزارش فارس، پس از 4 روز شب‌كاري قرار است فيلمبرداري سكانس‌هاي هوايي فيلم انجام شود كه به وسيله يك هلي‌كوپتر در دريا صورت خواهد گرفت.
اوايل بهار فيلمبرداري در شانگ‌هاي با مدت زمان 15 روز انجام مي‌گيرد و سپس فيلمبرداري دربار فغفور چين انجام و حدود يك ماه و نيم نيز فيلمبرداري كار انجام خواهد شد و در تايلند نيز به پايان خواهد رسيد.
بشكوفه درباره تدوين فيلم گفت: بعد از عيد نوروز تدوين فيلم را شروع مي‌كنيم و از آنجايي كه شرايط كار دشوار است و فيلم چند زبانه و با بازيگران چيني و تايلندي كار مي‌شود در نهايت در مرحله دوبلاژ را نيز خواهيم داشت.
وي خبر از پايان فيلمبرداري كار در خرداد داد و گفت: اين پروژه در جشنواره فيلم فجر سال آينده آماده نمايش خواهد بود.
تهيه‌كننده «راه آبي ابريشم» گفت: اسكله درگهان، يك اسكله فعال نيست و در كمتر منطقه‌اي امكان فعاليت چنين پروژه سنگيني وجود دارد و اين اسكله جاي بسيار مناسبي براي فيلمبرداري است.
وي در ادامه گفت: قرار است اسكله به عنوان يكي از جاذبه‌هاي توريستي قشم مورد استفاده قرار گيرد و بازار سنتي در آن راه‌اندازي شود.
حالا نوبت به استراحت و صرف شام مي‌رسد و گروه به ناهار‌خوري مي‌روند در كنار هم كوكتل و خيارشور مي‌خورند، مي‌گويند و مي‌شنوند و درباره اتفاقات جديد سينمايي از ما مي‌پرسند.

منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در 87/12/10ساعت 14 توسط پریسا |


 
 
 
 
 
 
 
سینمای ما - سخنگو و مدير برنامه‌هاي بهرام رادان مي‌گويد: بهرام رادان در جلسه مطبوعاتي فيلم «بي پولي» تصريح كرد كه نظر داوران و سليقه آنها را پذيرفته ولي با اين وجود آقاي رسول صدرعاملي متأسفانه در مصاحبه‌هاي مختلف دست به تخريب «بهرام رادان» زد كه اين رفتار دور از شأن حرفه‌اي است.

«عليرضا باذل» سخنگو و مدير برنامه‌هاي بهرام رادان در مورد بعضي از ادعاهاي رسول صدرعاملي يكي از اعضاي هيأت داوران جشنواره بيست و هفتم فيلم فجرتوضیحاتی  ارائه داد.
وي در ابتدا گفت: شركت در جشنواره فيلم فجر مثل هر جشنواره ديگري به اين معناست كه بايد قاعده اين جشنواره را بپذيريم كه يكي از اين قواعد نوع داوري و احترام گذاشتن به آرا و سليقه هيأت داوران است. با اعلام كانديداهاي جوايز جشنواره فجر مشخص شد كه در اين ميان گويا تنها سليقه مطرح نيست و به نظر مي‌رسد خصومتي با بهرام رادان در اين زمينه وجود دارد، چون تقريبا تمام عوامل و بازيگران آثاري كه او در آن شركت داشت كانديداي دريافت جايزه شده بودند و تنها فيلم «ترديد» در ده رشته كانديد بود كه سرانجام جايزه بهترين فيلم را هم گرفت. نمي‌دانم چگونه فيلمي مي‌تواند بهترين فيلم باشد اما بازيگر اصلي آن حتي كانديداي دريافت جايزه هم نباشد؟
وي افزود: البته بهرام رادان در جلسه مطبوعاتي فيلم «بي پولي» تصريح كرد كه نظر داوران و سليقه آنها را پذيرفته و اعتراضي نيز به رأي داوران نكرد ولي با اين وجود آقاي رسول صدرعاملي متأسفانه در مصاحبه‌هاي مختلف دست به تخريب «بهرام رادان» زد. رفتاري كه دور از شأن حرفه‌اي است.
باذل در ادامه با اشاره به فيلم «بي پولي» گفت: متأسفانه عوامل مختلفي باعث بي‌مهري نسبت به فيلم «بي پولي» شد كه شايد اصلي‌ترين آنها، اختلاف بين گروه‌هاي مختلف تهيه‌كنندگان باشد. متأسفانه آقاي صدرعاملي كه بهرام رادان چندي پيش بازي در فيلمي از او را به دلايلي رد كرده بود به دلايلي واهي پروژه تخريب ايشان را در اين فيلم و فيلم‌هاي ديگر آغاز كرده. دلايلي كه به قدري عجيب است كه بايد هيأت داوران محترم جشنواره 27 فجر مشخص كنند آيا اين نظر جمعي است يا تنها يك نفر چنين ديدگاهي دارد.
باذل در ادامه تصريح كرد: اولين مسئله عنوان شده از سوي آقاي صدرعاملي اين است كه بهرام رادان نگذاشته كسي تغييري در چهره‌اش بدهد...! اولا در هيچ كجاي دنيا چهره بازيگر ملاك سنجش بازي او محسوب نمي‌شود. ثانيا بهرام رادان در اين سه فيلم با سه گريم متفاوت ظاهر شده و حتي در «بي پولي» باتوجه به شرايط داستان چند گريم را تجربه كرده است ضمن اين كه بهرام رادان در پروسه كاري خود در هر فيلمي با گريم متناسب آن ظاهر شده كه خود فيلم‌ها اين موضوع را شهادت مي‌دهد. بايد در نظر گرفت كه هر سه فيلم نيز در دوره زماني يك ساله‌اي فيلمبرداري شده و چهره در عرض يك سال تغيير زيادي نمي‌كند. اما اگر حرف‌هاي آقاي صدرعاملي را هم درست بدانيم، با اين منطق مي‌توان پرسيد چرا اين جايزه به حامد بهداد كه نقش پيرمرد را بازي كرده نرسيده! اين حرف رسول صدرعاملي توهين به سه كارگرداني است كه بهرام رادان با آن كار كرده و اساسا به نظر مي‌رسد اين داور محترم سه فيلم بهرام رادان در جشنواره را اصلا نديده است!
وي در پايان گفت: چگونه مردم «بي پولي» را بهترين فيلم جشنواره مي‌دانند و به آن سيمرغ بلورين بهترين فيلم مردمي تعلق مي‌گيرد اما از نظر داور جشنواره فيلم فجر، فيلمي بي‌ارزش است؟




منبع : فارس

+ نوشته شده در 87/11/29ساعت 14 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهرام رادان گفت: دو سال قبل كه در مراسم اختتاميه‌ي جشنواره‌ي فجر به خاطر فيلم «سنتوري» جايزه گرفتم، مي‌دانستم كه بايد فكر سيمرغ بلورين جشنواره را از سرم دور كنم.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما كه در نشست پرسش و پاسخ فيلم «بي‌پولي» ساعاتي قبل در سينما فلسطين سخن مي‌گفت، با بيان اين مطلب ادامه داد: متعجب هستم كه چرا فيلم در رشته‌هاي بيشتري كانديداي دريافت جايزه‌ي جشنواره‌ي فجر نشده است، همه‌ي بازي‌ها خوب بود و هنگام فيلمبرداري لحظات بسيار خوشي داشتيم و مدام به كانديداتوري يكديگر فكر مي‌كرديم. اما به هر حال سليقه‌ي داوران اينگونه بود و چاره‌اي نداريم جز اينكه به نظرات آنان احترام بگذاريم.

او درباره‌ي بازي متفاوتش در دو فيلم «ترديد» و «بي‌پولي» توضيح داد: هدايت كارگردانهاي هر دو فيلم در متفاوت شدن بازي‌ها موثر بود، چرا كه از قبل بسته‌ي قراردادي نداشتم. مانند درختي تلاش كردم ريشه‌هاي مختلف را بيرون بياورم تا كارگردانها آن را هرس كنند و محصول آن اين دو بازي در دو فيلم شد.

او با ابراز خرسندي از همكاري با حميد نعمت‌الله و مصطفي شايسته يادآور شد: شايد پيش از اين با كارگردانهاي صاحب‌نام‌تري كار كرده بودم، اما در ميان 24 فيلم خود فصل مشترك گفت‌وگوي سالم با كارگردان را با حميد نعمت‌الله تجربه كردم.

او دموكرات‌ترين ديكتاتور جهان است و حالا تنها به خاطر حذف برخي سكانس‌ها كه به دليل طولاني شدن زمان فيلم صورت گرفته بود، افسوس مي‌خورم.

سپس حميد نعمت‌الله درباره‌ي روند نگارش فيلم‌نامه توضيح داد: روند كلاسيكي نداشتيم، از همان آغاز، همكاري من با هادي مقدم‌دوست انجام شد. ايده‌هاي گوناگوني داشتيم كه به تدريج آنها را گسترش داديم و مدون كرديم و سالهاست به همين شكل كار مي‌كنيم.

او در پاسخ به پرسشي درباره‌ي خسته‌كننده شدن تكرار برخي از موقعيت‌ها در فيلم «بي‌پولي» گفت: تا قبل از نمايش عمومي اينگونه به فيلم نگاه نكرده بودم. اين اثر تا مرز خسته‌ كننده بودن پيش‌ مي‌رود اما به آن نمي‌رسد.

نعمت‌الله درباره‌ي حذف يكي از سكانسهاي فيلم با بازي علي علايي توضيح داد: حتي نسخه‌ي اوليه فيلم‌نامه بسيار طولاني بود، يكي از حذفيات فيلم سكانس علي علايي بود كه گرچه بهترين سكانس فيلم بود اما ارتباط آن با ديگر بخش‌ها كم بود و اينچنين بود كه محبوب‌ترين سكانس فيلمم را حذف كردم اما اگر دي‌وي دي آن منتشر شود، حتما اضافه خواهد شد.

او كم‌كاري خود را در عرصه‌ي فيلم‌سازي ناشي از تمبلي‌اش دانست و در پاسخ به پرسشي مبني بر تصنعي بودن فقر در اين فيلم توضيح داد: فقر با تمام پلشتي‌هايش منظور ما نبود و نمي‌خواستيم از اين زاويه با موضوع برخورد كنيم. در «بي‌پولي» فقر با چهره‌ي معمولي‌اش كه از آن سراغ داريم متفاوت است حال عمومي فيلم ايجاب مي‌كرد همه چيز بصورت لايت ديده شود.

در بخش ديگري از اين نشست، مصطفي شايسته تهيه‌كننده‌ي فيلم با تاكيد بر حمايتش از ساخت چنين آثاري گفت: در تمام طول سال منتظر چنين پروژه‌هايي هستيم و در آينده نيز حتما اينگونه آثار را خواهيم ساخت، البته در اين ميان، تشويق ارباب جرايد هم در پيشبرد اهداف سينمايي تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي خوب بسيار موثر است.

حبيب رضايي يكي ديگر از بازيگران فيلم در سخنان كوتاهي گفت: خوشحالم كه در اين فيلم حضور داشتم كار كردن با حميد نعمت‌الله، آرزوي هر آدم با شعور سينمايي است و همكاري با هدايت فيلم هم برايم بسيار جذاب بود.

او گفت:حميد نعمت‌الله روش بسيار منحصر به فردي در هدايت كردن بازيگران دارد. و با تسلطي كه به روانشناسي دارد تمام پيشنهادات ما را مي‌گيرد و در نهايت كار خودش را مي‌كند. اگر نقطه‌ي ضعف فيلم نباشم به پيروزي بسيار بزرگي دست يافته‌ام.

بابك حميديان هم بازي در اين فيلم را بازي در يكي از سخت‌ترين نقش‌هاي زندگي‌اش دانست و گفت: چند شب قبل كه فيلم را براي اولين‌بار در سينما آزادي ديدم، پس از يك پياده‌روي چند ساعته، سينما به من يادآوري كرد كه چقدر بي‌رحم است.

سهراب پورناظري آهنگساز فيلم كه نخستين حضورش را در آهنگسازي فيلم تجربه مي‌كند، با ابراز خرسندي از آشنايي با حميد نعمت‌الله گفت: پيش از اين ذهنيت خوبي درباره‌ي جامعه سينمايي نداشتم، اما اين همكاري ديدگاه مرا تغيير داد، ضمن اينكه در ساخت موسيقي تلاش كردم فضايي براي خلق موسيقي پيدا كنم كه در سينما مهجور مانده است.

هادي‌مقدم دوست به عنوان يكي از نويسندگان فيلم‌نامه هم در سخناني گفت: دو تصور از فقر وجود دارد، گاه نداري منجر به ايجاد وضعيت‌هاي پلشت مي‌شود، اما افراد ديگري هستند كه با سهل‌نگاري و به خاطر غرور بي‌جا دچار اين مشكل مي‌شوند. هدف ما نشان دادن كودكان كار يا صحنه‌هاي از اين نوع نبود.

او در پاسخ به پرسشي مبني بر توجه فيلم به گيشه گفت: نخواستيم چيزي را پنهان كنيم كه فيلم فروش داشته باشد.

به گزارش ايسنا، علي علايي هم اجراي اين جلسه را برعهده داشت.

+ نوشته شده در 87/11/21ساعت 22 توسط پریسا |


 

 

 

 

 

 

سلام دوستان خوبید؟

دیروز یه اتفاق جالب رخ داد.بگو چی؟!

رفته بودم سینما فلسطین فیلم بیست رو اکران بود بعد از نمایش فیلم بعضی اشخاص که فیلم رو دیده بودن اومده بودن بیرون.

منم بیرون بودم دیدم یه آقایی اومد بیرون پشتش به من بود احساس کردم خیلی برام آشنا هستن این آقا منتظر موندم تا برگرده داشتم از کنجکاوی منفجر می شدم.

آقاهه برگشت بگو کی بووووووووووووووووود وایییییییییییییییییییییی آقای باذل بود دهنم همین جوری    باز مونده بود نمی دونستم باید چیکار کنم فقط نگاش کردم بعد که پیچید تو خیابون طالقانی تازه به خودم اومدم که کی بووووووووود تند تند رفتم بهش برسم نبود

انقد دلم سوووووووووووووووخت که نگو هیچی دیگه برگشتم خونه.

ایشالله دفعه ی بعد

تازشم امروز تفلدمه هاااااااااااا انقده خوشحالم ایشالله که ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ساله بشم

 

+ نوشته شده در 87/11/14ساعت 15 توسط پریسا |